امروز فهمیدم برای خعلیا درک معنی یکسری واژگان مفهوم نیست
فهمیدم بیشتر به دقیقه مرگی گرفتار هستن تا روزمرگی
عادمهایی که از تشویق هاشون میشه فهمید که فقط دو انگشتی بلندن دست بزنن
و از همدردیشون فقط زور زدن برای ریختن چن قطره اشک
این ها هستن تا من وجود حیات را در جیک جیک کردن گنجشک های روبروی خانه جستجو کنم
فهمیدم بیشتر به دقیقه مرگی گرفتار هستن تا روزمرگی
عادمهایی که از تشویق هاشون میشه فهمید که فقط دو انگشتی بلندن دست بزنن
و از همدردیشون فقط زور زدن برای ریختن چن قطره اشک
این ها هستن تا من وجود حیات را در جیک جیک کردن گنجشک های روبروی خانه جستجو کنم
No comments:
Post a Comment