رشته تحصیلی ای که قصد داشتم بخونمُ دزدیدنش,
من موندم و یه هیچی و اینجا
دوس دختر
خعلی وخ پیش دوس دخدرم بهم زنگ زد که فال قهوه گرفته تو فالش هم اسم شوعر عایندش اومده که هم "ح" و هم "د" داره منم بادی تو قبقبه انداختمُ گفتم ما اینیم دیگه برگشت گف نه احمق تو نبودی پسرعموم حامدِ که هفته دیگه میخاد بیاد خاستگاریم
No comments:
Post a Comment