نگاه

و نگاه تو جامعه ما 
نگاه پیرمردی است که از پنجره اش به بیرون مینگرد در آرزوی دیدن نوری
در حالی خورشید در حال غروب پشت دیوار سیمانی روبروی پنجرس

No comments:

Post a Comment